تبليغاتX
خاطرات خیس

خاطرات خیس

شعر و ترانه و...
تائو ت چینگ

برای ساختن چرخ محورها را به هم وصل می کنیم

ولی این فضای تهی میان چرخ است

که باعث چرخش آن می شود.

از گل کوزه ای میسازیم

این خالیِ درون کوزه است

که آب را درون خود جای میدهد.

از چوب خانه ای بنا می کنیم

این فضای خالی درون خانه است

که برای زندگی سودمند است.

مشغول هستی ایم

درحالی که این نیستی است که به کار می آید.

 

از کتاب « تائو تِ چینگ»

 

+نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت3:29توسط برزین |
حامد عسگری

حامد عسگری شاعر و ترانه سرایی خوش ذوق 

ادامه مطلب
+نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت5:13توسط برزین |
تبریک

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت6:55توسط برزین |
جلیل صفربیگی

با چند رباعی زیبا آشنا شوید با جلیل صفربیگی یکی از شاعران خوب کشورمان

این دور رسیده است تا آخر؟ نه!

یک راه فرار هست؟نه!دیگر نه!

دنیا که همین  قفل فروش پیر است

یک عالمه دستگیره دارد ، در نه!

ادامه مطلب
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت3:42توسط برزین |
غزه در خون

امروز که دنیا از تو، از آژیر فریادهای تو ترسیده و پنبه در گوش کرده و پشت سکوتی مرگ بار پناه گرفته

با سرخی خونت فریاد بزن...

با خونت فریاد بزن!

هیچ کس پنبه در چشمهایش نمی کند...

                   به خون تازه ی تن پاره های بی تقصير

                                                                 هزار چشم تماشا و دست بی تدبير...

تو تکه تکه می میری و ما دسته دسته می مانیم

تو بی گناه کشته می شوی و ما با گناه بی گناهی تو نفس می کشیم

ای کودک خونین غزه!

ما را ببخش

برای هر تکه از هزار پاره ی تنت ما را ببخش...

ما را که در برابر فریادهای هل من ناصرت سکوت کرده ایم

ما را که جز شعار عملی  دیگر نیاموخته ایم

ما را که سیاست را بر تو، بر تپش های قلب کوچک تو ترجیح داده ایم

ما را ببخش و دست های بی اراده مان را... دست هایی که در ویرانی خانه ات شریک اند

مگذار اشک هایت بریزند...

مگذار زجه هایت دامنگیرمان شود... آه مکش...

پیکر سوخته ی پدرت، آوارگی مادرت، تن پوش خونین برادرت... مرگ را تحمل کن!

مرگ را تحمل کن و نفرینمان مکن ای کودک غزه!

نفرینمان مکن... ما از دشمن تو، از خون، ما از مرگ می ترسیم

تو در شهر ویرانت بمان، در میان آتش، در میان خون بمان

ما تو را در خیابان های  امن شهرمان تنها نمی گذاریم!!!

ما تو را می بینیم، ما اشک می ریزیم، ما سر تکان می دهیم...آخر ما مسلمانیم!

ما مسلمانیم و از تمام مسلمانی ما همین بس که بگوییم :

                                                     مرگ بر آمریکا     مرگ بر اسرائیل

تو در شهرت بمان، ما تو را در شهرمان تنها نمی گذاریم...!

                                                                                  برزین

                                                                    12/10/87 - 1:57 نیمه شب    

                                                        

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت14:28توسط برزین |
سعيد شهروز: از رقابت نمي ترسم؛

سعيد شهروز يکی از بی حاشيه ترين خواننده های ماست که از هيچ امکانی استفاده نکرده و کار غير مجاز انجام نداده است. صاف و سالم و البته کمی ريتميک با غزلک مطرح شد و حالا با آلبوم جديدش همراه شد با «بی خوابی» بهروز صفاريان.

برای خواندن متن مصاحبه روی عنوان « گفتگو با سعيد شهروز » در پیوندهای روزانه کليک کنيد.

 

 

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت15:19توسط برزین |
تعريف ترانه از نگاه روزبه بمانی

اگر در  يک جمع ترانه سرا قرار بگيريد و از هر يک اين سوال واحد را پرسش کنيد در نهايت به معنای مشترکی نخواهيد رسيد پس می توان اظهار داشت ترانه به هيچ عنوان معنای ثابتی ندارد چرا که هرکس برحسب تجربيات ، حس و دانش خود از آن تعريفی ارائه می دهد اما با همه ی اين اوصاف در يک اصل از اين تعريف شکی وجود ندارد و آن اين که ترانه گونه ای شعری است و نه هر نوشته ای که اجرا می شود و می توان روی آن ملودی قرار داد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت5:59توسط برزین |
بی خوابی کاری زیبا از سعید شهروز

بی خوابی را گوش دهید پشیمان نخواهید شد!

ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت6:3توسط برزین |
شبح شنیدنی و ماندگار است؛

هیچ چیز خالی از ایراد نیست. اما به این دلیل که ایرادها را همه می بینند و می شنوند من در اینجا به حسن هایی می پردازم که شاید از دید گوش ها پنهان مانده اند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت5:33توسط برزین |
لحظاتی زيبا با قيصر امين پور

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت6:14توسط برزین |
آموزش عروض و قافيه به ساده ترين شکل

تو اولين پست يه راه ميون بر برای ياد گرفتن عروض و قافيه گذاشتم. اين همون متنی است که  خودم با خوندنش تو سن 13 سالگی تونستم تو تقطيع و تعيين وزن شعر مسلط بشم. به شما هم توصيه می کنم بخونيد و بعدش فقط و فقط تمرين کنيد.

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت5:8توسط برزین |